a

اینستاگرام

کپی رایت 2018 حصا.
تمامی حقوق محفوظ است.

مرکز حقوقی حصا

8:00 - 13:00 و 17:15 - 21:15

ساعات کاری : شنبه تا پنجشنبه(پنج شنبه ها شیفت عصر مرکز تعطیل می باشد.)

3124 025

تلفن مشاوره

اینستاگرام

جستجو
فهرست
 

تاثیر طلاق بر فرزندان

خانه > طلاق  > تاثیر طلاق بر فرزندان

تاثیر طلاق بر فرزندان

طلاق

مطالعات پژوهشگران در سطح اروپا نشان می‌دهد، کودکانی که در خانواده‌های از هم گسیخته زندگی می‌کنند، بیشتر به مواد مخدر معتاد می‌شوند. مطالعات محققان دانشگاه گلاسکو نشان می‌دهد، نوجوانانی که والدین آنها از هم جدا شده باشند، یا نوجوانان بی‌سرپرست بیشتر در معرض اعتیاد به مواد مخدر هستند. بر اساس این مطالعه، از هم گسیختگی خانواده‌ها، زندگی نوجوان با یکی از والدین، طلاق والدین، اعتیاد والدین و دیگر موارد، همگی موجب می‌شوند نوجوانان تمایل به مصرف مواد مخدر پیدا کنند . خلأهای عاطفی و خانوادگی ناشی از طلاق، مهم‌ترین دلیل روی آوردن نوجوانان به بزهکاری و مواد مخدر است. دعواها و ناسازگاری‌های دائمی والدین، کتک‌کاری میان آنها و بروز خشونت‌های مختلف در میان آنان نیز موجب می‌شوند کودک خود را بی‌تکیه گاه فرض کند و در چنین مواقعی هیچ چیز جذاب‌تر از شادی‌های زودگذر استعمال مواد مخدری همچون کوکائین و متامفتامین نیست. بر پایه این گزارش، محققان دانشگاه ادینبورگ معتقدند ریشه اعتیاد از چهاردیواری خانه سرچشمه می‌گیرد. خانواده‌های از هم گسیخته بیشترین میزان کودکان و نوجوانان معتاد را دارند. متاسفانه اثرات ناخوشایند طلاق حتی در بزرگسالی نیز بچه‌های طلاق را رها نمی‌کند. بسیاری از آنها در ارتباطات اجتماعی مشکل دارند و گاهی نیز از برخورد دیگران و قضاوت آنها در مورد خودشان عذاب می‌کشند. زمانی که می‌خواهند ازدواج کنند و تشکیل خانواده دهند همیشه ترس از تکرار رابطه پدر و مادرشان آنها را آزار می‌دهد و دیگران نیز با توجه به زندگی پدر و مادرشان در مورد آنها قضاوت می‌کنند و فکر می‌کنند بچه‌های طلاق هم به سرنوشت پدر و مادرشان دچار می‌شوند و نمی‌توانند کانون خانوادگی خود را حفظ کنند. اکثر روانشناسان بر این باورند که آسیب‌دیدن عزت نفس و حس مفید بودن و روحیه سازگاری با دیگران در بچه‌های طلاق کاملا ً طبیعی و اثبات شده است. بچه‌هایی که والدین آنها از یکدیگر جدا شده‌اند ـ حتی اگر نزد پدر یا مادر نیز زندگی کنند ـ شدیداً دچار افت روحی و خدشه دار شدن ویژگی‌های رفتاری خاص کودکان سالم می‌شوند و اصلاح اینگونه نارسایی‌های رفتاری در این قبیل کودکان مستلزم طرح وقت و صرف هزینه بسیار بالایی خواهد بود.

نظر کارشناسان خانواده:

دکتر ابراهیم حاج حیدری، کارشناس امورخانواده در خصوص تاثیر طلاق روی کودکان می‌گوید: «آسیب‌رسیدن به امنیت روحی ـ روانی کودکان نخستین تاثیری است که از طلاق عاید بچه‌ها می‌شود. اشتباهات و خودخواهی‌های والدین مسلماً تا پیش از جدایی، سبب بروز شرایط تلخ و ناگواری در خانه بوده است و کودکان به عنوان نخستین قربانیان این تشنج و درگیری ـ حتی قبل از رسمیت یافتن طلاق میان والدینشان ـ در زمینه امنیت روانی دچار آسیب‌دیدگی‌های شدید می‌شوند. در واقع بچه‌های یک خانواده متلاشی شده و از هم گسیخته نخستین قربانیان این پدیده ناخوشایند اجتماعی به‌شمار می‌آیند و داده‌های آماری متعددی نیز که دراین خصوص تهیه شده است حکایت از این موضوع دارند که بچه‌های طلاق مستعدترین و مناسب‌ترین افراد برای دریافت زمینه‌های لازم در خصوص ناهنجاری‌های اجتماعی هستند.

دکتر حاج حیدری می افزاید: اثرات زیانبار طلاق بر کودکان به قدری گسترده است که در وجوه مختلف اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی باید مورد کنکاش قرار گیرد. درواقع صدماتی که به بچه‌های طلاق وارد می‌شود به جهت وسیع‌بودن دامنه تاثیرگذاری‌شان می‌تواند تاثیرات زیانباری را به لایه‌های مختلف جامعه در ابعاد گوناگون آن داشته باشد. بسیاری از کودکان که والدین آنها از یکدیگر جدا شده‌اند به مرور زمان گرفتار پدیده‌های مذموم اجتماعی می‌شوند. در حقیقت از نظر جامعه‌شناسی مشکلات، آسیب‌ها و معضلات فراوانی فراروی بچه‌های طلاق دیده می‌شود.

شهناز قاسمی کارشناس بهزیستی عقیده دارد که توجه به بچه‌های طلاق باید در دستور کار و مرکز توجه یک سازمان مشخص با امکانات مالی معین قرار گیرد. توجه به کودکانی که ماحصل طلاق محسوب می‌شوند در شرایط کنونی و در جامعه امروز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، از سوی دیگر عوارض اجتماعی ناشی از طلاق روی کودکان، گاه شکل بسیار فاجعه باری را به خود می‌گیرد و کودکان به‌عنوان قربانیان بلافصل طلاق بیش از سایر اقشار تشکیل دهنده جامعه در معرض خطر هستند. از همین روست که از دیدگاه کارشناسانه، ضرورت تشکیل و تأسیس نهادی مسوول که بتواند با تمامی عوارض و پیامدهای اجتماعی طلاق و اشکال گوناگون مربوط به تاثیرات آن بر کودکان و نوجوانان مواجه شود و قابلیت بررسی و حل این مشکلات و عوارض را نیز داشته باشد، بیش از پیش احساس می‌شود. اما پیش از آن باید زوج‌های جوان را به اهمیت انتخاب آگاهانه و ازدواج مسوولانه واقف کرد. آنها باید بدانند اشتباهات آنها در زندگی زناشویی تنها خودشان را متضرر نمی‌کند بلکه عواقب ناخوشایند آن تا سال‌ها و حتی گاه تا پایان عمر گریبان فرزندانشان را خواهد گرفت و آینده آنها را به مخاطره خواهد انداخت.

دکتر سپهری، کارشناس روان شناسی خانواده:

کودکان اولین قربانی طلاقند،قربانی روحی_عاطفی و حتی گاهی جسمی . کودک پس از طلاق در خانواده گیج و حسرت زده است وکمتر می تواند تعادل خود را حفظ کند. کودکی که والدینش از هم جدا شده اند خانه را محل وحشت می داند وبیشتر در جستجوی پناهگاهی دیگر است،پناهگاهی که برای او تسلی بخش و محل امن وراحتی باشد بسیاری از بی اعتنایی های کودک به دنیا ودیگران در هنگام جدایی والدین پیش می آید و این از آن  جهت است که روح محدود و کوچک طفل نمی تواند آن را تحمل کند .کودکان پس از جدایی والدین حقیقتا یتیم می شوند مخصوصا اگر خردسال باشند دردشان عظیم تر است چون طفل در هر سطحی از آسایش و امکانات باشد باز نیاز به مار و پدر دارد این درد برای کودکان  بار سنگینی است چون نمی تواند خود را به پدر و مادر برساند و برای دیدار آن ها باید منتظر اوقات رسمی باشد.

حاصل طلاق دربه در کردن و نابسامانی فرزندان وبه خود واگذاشتن آنان با سپردن فرزندان به دست نامادری یا ناپدری است که ممکن است آن ها را زجر دهند.پس از طلاق کودک مجسمه ای متحرک و عروسکی است که گاهی نزد مادر ،زمانی پیش پدر،هنگامی نزد عمه،خاله،دایی و گاهی هم در پرورش گاه است و پیداست که این دست به دست شدن ها عادت یافتن لحظه ای به خوی ها و تربیت ها وفرهنگ های متفاوت چه تاثیر نامطلوبی در روان کودک ودر فرم تربیتی او می گذارد.

مریم مقدم،کارشناس ارشد مطالعات زنان و خانواده:

پس از طلاق کودکان  احساس گناه ،بهت زدگی می کنند وحتی انگیزه ی تحصیل را از دست می دهند و با افت تحصیلی مواجه می شوند،گاهی بیمار می شوند و در جستجوی پناهی برای مهر ورزی ونوازش هستند اینان در حقیقت بیمار نیستند بلکه نقطه اتکای خود را از دست داده اند بدینسان درمان دردشان دارو نیست.هم چنین کودکان پس از جدایی والدین معمولا به یکی از آنان بد بین می شوند و به او با نظر کراهت می نگرند یا طرفدار پدر می شوند یا مادر که در هر دو صورت برای فرزند وحتی والدین نامطلوب است . کودکی که از پدر یا مادر جدا شده از مهر و نوازش دو طرف سیراب نیست و اغلب با تشنگی عاطفی مواجه می شود و بعید نیست که در جستجوی محبت به دام بیفتد و عفت خود را از دست دهد و این امری است که در حال حاضر در جوامع مختلف وجود دارد. بالاخره فرزندان طلاق فرزندانی عادی و به هنجار نیستند.بررسی های روانشناسان نشان داده است که آنان اغلب محروم از عاطفه و در بزرگسالی  افرادی برای شرارت و جنایت خواهند بود.

اثرات روانی طلاق بر فرزندان:

بررسی های روان پزشکان نشان داده است که طلاق و جدایی والدین از عمده ترین عامل بیماری روانی کودکان است . وقتی زوجین از هم جدا شوند،ترس ناشی از احساس بی سرپرستی و واهمه ای ناشی از آینده ای مبهم برای او پدید می آید که روان او را آزرده می کند. عقده های غیر قابل تحمل ،نگرش توام با نفرت نسبت به والدین واحساس از دست دادن امنیت از عوارضی است  که در این خصوص قابل ذکرند.

جدایی والدین از یکدیگر کودک را به اختلال عاطفی دچار می کند،حالت افسردگی ،انزوا جویی ،تخیل پردازی در بیداری برای او پدید می آورد و در مواردی قدرت اراده و اندیشه را از او می گیرد ودر کل او را چنان پریشان می کند که اثرات شوم آن مادام العمر با کودکان است ،تجربه ی طلاق برای تمام اعضای خانواده اضطراب زاست و رفتار کودکان پس از طلاق نشان دهنده ی این اضطراب است و پس از طلاق میزان اختلالات عاطفی و رفتاری در کودکان بالا میرود .

برخی از عواقب و پیامدهای طلاق بر کودمان عبارتنداز:

_بزهکاری کودکان و نوجوانان،ناسازگار ی ها و رفتار های ضد اجتماعی

_فحشا بویژه در نتیجه ی فقر و نداری

_اعتیاد زنان،مردان،کودکان و نوجوانان و استفاده از کودکان در توزیع مواد مخدر و …

_پرخاشگری وناسازگاری  کودکان و نوجوانان و فرار از منزل

_کاهش میل به ازدواج در فرزندان طلاق

_با اهمال ومسامحه ی والدین در تحکیم و تربیت فرزندا ن و آسیب دیدن روان آنان و تکرار این رفتار از سوی کودکان در آینده بر کودکان  خود.

_دچار شدن به چند شخصیتی بودن(از آنجاییکه در دوران کودکی ثبات هیجانی و عاطفی به دست نمی آورند و هسته ی مرکزی شخصیت افراد در دوران کودکی شکل می گیرد  این کودکان دچار اختلال شخصیت می گردند).

_فرزندان طلاق در آینده اکثرا افسرده،گوشه گیر و منزوی هستند و اتکای به نفس آنان نیز به شدت کم می شود.

_فرزندان طلاق آینده ای قوی را برای خود تصور نمی کنند و اطمینان خود را به ارکان زندگی از دست می دهند و در آینده نسبت به افراد پیرامون خود و مقیاس بالاتر اجتماعی به نوعی بی اعتنایی و بی توجهی کشیده می شوند.

طلاق ضربه و بحران زندگی است که تاثیر عظیم بر شخص ،فرزند یا فرزندان او می گذارد.افراد مشکلات مشترکی در مورد طلاق دارند. خیلی ها احساس شکست،خیانت وسر درگمی می کنند. البته این پایان داستان نیست و طلاق انتهای راه نیست و راه حل هایی نیز وجود دارد که می توان از طریق آن مشکل را قبل از وقوع حل نمود.

از آن جا که نا آگاهی درزمینه های  مختلف  یکی از مهمترین عوامل طلاق است پس مشاوره دادن به افرادی که می خواهند ازدواج کنند و بالا برد ن سطح آگا هی آنان درجهت موفق بودن ازدواج کمک شایان توجهی است.تدابیری برای پیشگیری

ازطلاق وجوددارند که برخی ازآنان عبارتنداز:

1 تاکید فراوان درباره انتخاب همسر مرد یازن.

2 توصیه مکرربه خوش رفتاری وگذشت ازغفلت ها وتخلفات جزیی اکنون وحتی زندگی گذشته طرف مقابل.

3 تسلط برنفس که خشم های آنی غلبه نکند واقداماتی عجولانه صورت نگیرند.

4 صداقت – گذشت واحترام متقابل .

5 توانایی درک تفاوتهای همدیگرکه به معنی واقعی تفاهم می باشد .

اثرات طلاق بر روان فرزندان:

احساس ناامنی و هراس از آینده:

 

طلاق غالبا احساس امنیت کودکان را کاهش داده و آنها را نسبت به آینده نگران می کند. به عنوان مثال: «آیا ما فقیر می شویم؟»، «آیا به حد کافی غذا خواهیم داشت؟» «آیا باید به یک مدرسه جدید برویم؟»، «آیا می توانم دوستانم را ببینم؟»

ترس از ترک شدن:

پس ازطلاق کودک متوجه می شود که یکی از والدین دیگر در خانه نیست واز این می ترسد که دیگری نیز «ناپدید» شود و او را تنها بگذارد.

  طردشدگی:

کودکان طلاق ممکن است احساس طرد شدگی کنند. یادمان باشد کودکان خود را در مرکز جهان می دانند و بنابراین هر اتفاقی که روی دهد به نحوی به آنها مربوط می شود.

  احساس گناه:

کودکان ممکن است به این نتیجه برسند که در طلاق والدین مقصر هستند و به خاطر حرفی که زده اند یا کاری که انجام داده اند این اتفاق روی داده است و بنابراین احساس گناه و شرمندگی می کنند. حتی نوجوانان پرخاشگر نیز ممکن است به این باور برسند که رفتار آنها در طلاق والدین نقش داشته است.

  ناتوانی:

کودکانی که خود را در اختلاف میان والدین مسئول می دانند فکر می کنند می توانند به اوضاع سروسامان بدهند و سعی می کنند «بچه بهتری» باشند. آنها تصور می کنند می توانند کاری انجام دهند که والدین مجدداً در کنار یکدیگر زندگی کنند. وقتی این اتفاق نمی افتد و نقشه های کودکان با شکست مواجه می شود آنها احساس ناتوانی و ناامیدی می کنند.

  بلاتکلیفی:

مخرب ترین تأثیر طلاق بر روی کودکان زمانی روی می دهد که والدین در حضور آنها به تحقیر یکدیگر می پردازند. دراین مواقع کودکان احساس می کنند که باید جانب یکی از والدین را بگیرند و این کار برای آنها بسیار دشوار است.

از سوی دیگر کودکان تصور می کنند اگر از هیچکدام از والدین پشتیبانی نکنند ازسوی هردو رانده می شوند. کودکان در واقع در شرایط بغرنجی قرار می گیرند که درآن دوست داشتن پدر و مادر «کار اشتباهی»است!

  اندوه:

کودکان طلاق به شدت احساس اندوه و استیصال می کنند و اعتقاد دارند که دیگر عضوی از یک خانواده نیستند. در واقع احساس کودکان طلاق مشابه احساس کودکانی است که والدین خود را بر اثر بیماری یا تصادف از دست داده اند ولی به اندازه آنها مورد حمایت قرار نمی گیرند و ممکن است به شدت دچار افسردگی شوند.

  اضطراب:

کودکان طلاق ممکن است احساس اضطراب کنند و خود را تحت فشار ببینند. به عنوان مثال احتمال دارد آنها وظایف بیشتری را در خانه برعهده بگیرند. در ضمن ممکن است یکی از والدین یا هر دو آنها از کودکان به عنوان مشاور استفاده کنند. در این مواقع کودکان که احساس می کنند بزرگ شده اند و دوست دارند کمک کنند اضطراب خود را پنهان می نمایند.

  تنهایی:

کودکان طلاق ممکن است احساس تنهایی کنند و دل شان برای والدینی که از آنها جدا شده اند تنگ شود. معمولا والدینی که در کنار کودکان می مانند آنقدر گرفتار مشکلات خود هستند که به فرزندشان نمی رسند.

احتمال دارد طلاق بر روی رابطه کودکان با همسالانشان نیز تأثیر بگذارد و کودکان در جاهای دیگر به دنبال آرامش بگردند و یا طرد شوند.

  خشم:

خشم احساسی متداول درمیان کودکان طلاق است که در اثر عدم درک یا پذیرش این مسئله روی می دهد. کودکان گاهی خشم خود را نشان نمی دهند. خشم کودکان زمانی رواج پیدا می کند که دلایل طلاق روشن نباشد. در این مواقع کودکان به خاطر آنچه از نظر آنها «غیرضروری» است از والدین خود می رنجند.

  افسردگی:

افسردگی از تأثیرات مستقیم طلاق محسوب می شود و در واقع یک تأثیر ثانوی است که به دنبال اندوه، احساس تنهایی و طردشدگی به وجود می آید. افسردگی نشانه آن است که کودکان حمایت کافی برای رویارویی با مسئله طلاق دریافت نکرده اند.

بچه‌هاي طلاق، قربانيان ناسازگاري والدين:

طبق آخرين آمار ارائه شده از سوي رئيس مجتمع قضايي شماره 2 خانواده، 6 ميليون زن مطلقه در كشور وجود دارد. اين به گواهي جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، حكايت از وجود 6 ميليون زني مي‌كند كه هر روز با مشكلاتي تازه در جامعه دست و پنجه نرم مي‌كنند. از دردسرهاي اقتصادي و رفاهي گرفته تا مشكلات فرهنگي و اجتماعي. درباره وضعيت اين زنان، تحقيقات ميداني و آماري بسياري انجام شده و البته مسائلي نيز پوشيده مانده است.

كودكان قربانيان اصلي طلاق هستند طلاق والدين ممكن است زمينه تشويش روحي كودك را فراهم كند. وقتي شخصيت كودك دچار اختلال مي‌شود، او آماده كشيده شدن به بيراهه و انجام جرم و بزه است. درواقع طلاق والدين مي‌تواند عاملي زمينه‌ساز براي بزهكاري كودكان باشد.

زنان بعد از كودكان در معرض بيشترين آسيب بعد از طلاق قرار دارند: نبود تامين اجتماعي به معناي واقعي كلمه براي زنان مطلقه، بويژه آنها كه سرپرستي فرزنداني را به عهده دارند، مشكلات بسياري براي آنها به وجود مي‌آورند. بعضي از زنان مطلقه در اثر فشارهاي اقتصادي و اجتماعي درگير جرايمي چون خودفروشي، قاچاق مواد مخدر و سرقت مي‌شوند. بسياري نيز در معرض بزه‌هايي چون خشونت‌هاي جنسي، تجاوز به عنف و غيره قرار مي‌گيرند.

در شرايطي كه جامعه دچار آنومي شده، آمار طلاق بالا مي‌رود و بسياري از خانواده‌ها از هم مي‌پاشند. اين مساله به آن معنا نيست كه تمامي زناني كه از همسران خود جدا مي‌شوند به سمت بزه مي‌روند. بسياري از اين زنان زندگي آرام و سالمي را در پيش مي‌گيرند؛ اما عده‌اي كه بحران‌هاي ديگري دارند و زمينه ارتكاب جرم در آنها وجود دارد، با پيش آمدن طلاق، براي رفتن به سمت بزه مستعدتر مي‌شوند. نبايد فراموش كرد كه طلاق عملي مجرمانه نيست؛ اما مي‌تواند عاملي محرك براي وقوع جرم باشد.

در فرهنگ ما مشاوره قبل و بعد از ازدواج و قبل و بعد از طلاق وجود ندارد، معمولا ما نمي‌دانيم براي چه ازدواج مي‌كنيم و نمي‌دانيم براي چه طلاق مي‌گيريم. طلاق بد است؛ اما به هر حال وجود دارد و حال كه وجود دارد، بايد طرز برخورد با آن را بياموزيم تا اثرات منفي‌اش را كمتر كنيم. بايد جلسات مشاوره اجباري براي والدين در آستانه طلاق برگزار شود تا آنها بدانند بعد از طلاق چگونه با يكديگر و فرزندان خود رفتار كنند.

دولت بايد صدور طلاق را منوط به گذراندن جلسات مشاوره رايگان كند. بسياري از مردم استطاعت مالي يا فرهنگ شركت در كلاس‌هاي مشاوره را ندارند. اگر اين جلسات اجباري و مشمول بيمه باشد، والدين هم دريغ نمي‌كنند. مهم‌ترين راه كم كردن آسيب‌هاي طلاق روي فرزندان و زنان، آموختن راه درست برخورد با طلاق است.براي كنترل كردن نرخ طلاق و اثرات منفي آن بايد مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي اجتماعي و فرهنگي انجام داد.

تمامی مطالب گردآوری شده معتبر و قابل استناد می باشد.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید